سلااااااااااااااااااام دوستای گلم. امیدوارم روزای خوبی رو پشت سر گذاشته باشین………
اطلاعیه شماره ۱نوروزی:
هر کس عیدی من را قبل از تحویل سال بدهد
از ۲۰ درصد جایزه خوش حسابی برخوردار میشود !
هر ۵ هزار تومان ۱ امتیاز !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشه
جهت رفاه حال مردم ، سال ۹۱ عید دیدنی به صورت حذفی برگذار میشود !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مزیت مجرد بودن اینکه شب عید به خاطر بی پولی ، شرمنده زن و بچه ات نمی شی !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رو پیچ و تاب سبز سبزه ی عید / گره از بخت ما هم کور تر شد
دروغ سیزده هر ساله ی ما / عجب عیدی به نیکویی بسر شد !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
و تو میروی ، بی من ، که گره بزنی ، سبزه ی تمام خاطره هامان را
و دور کنی از خودت ، تمام مرا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه گوشیم که زنگ میخوره میذارم چند ثانیه بگذره بعد جواب میدم
اینطورى فکر میکنن ما هم کار و زندگى داریم !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر موقع بابام میگه بیا بشینیم دو کلام حرف بزنیم …
از نمره ۱۳ ای که اول دبستان دیکته گرفتم تا هفته پیش که با دختر تو خیابون منو دید هرکارِ خلافی که کردم میاد جلو چشام !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
درست زمانی که میخوای بخوابی ، کل اثاثیه خونه قلنجشون میشکنه که حس کنی کسی تو خونه است !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سال نو شد پاشدم رفتم عید دیدنی
طرف دید دارم بد نگا می کنم
پرسید : عیدی می خوای
گفتم پـــ نـــ پــــ کاپ جام حذفی قهرمانان شنا رو می خوام
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کبوتر با کبوتر ، باز با باز ؟
پَ نَ پَ الاغ تک شاخ با مرغ مگس خوار
سوسک آفریقایی با نهنگ سرچکشی !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو کلاس هی میگیم “استاد خسته نباشید” ، استاد میگه یعنی وقت تمومه ؟ گفتیم پَ نَ پَ همین الان از اتاق فرمان اطلاع دادن که ۱ ساعت به تایم کلاس اضافه شده !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
۱۸ سال رفتیم خونه داییم! عیدی نداد… امسال نرفتم به همه عیدی داده!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اصغر آقا اون اسکارم بیار ببینیم چه شکلیه؟
[فک و فامیلای اصغر فرهادی - عید دیدنی]
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از خواب بیدار شدم رفتم تو آشپزخونه ، مامانم داشت بالای قابلمه ی نذر دعا می کرد یهو من که اومدم گفت : خدایا اینو می گم …
(نمی دونم چی داشت پشت سرم می گفت به خدا)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اَه … انقدر بدم میاد ظهر میخوابی ، بعد که بیدار میشی هیشکی نیست
همه ی چراغا هم خاموشه!
نمیفهمی شب خوابیدی الان صبحه یا ظهر خوابیدی الان شبه ..!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *